به گزارش خبرگزاری حوزه از تهران، حجتالاسلام ناصری یوسفی، کارشناس دینی، روز یکشنبه در برنامه «آفتاب شرقی» با اشاره به تفاوت میان صلح واجب و صلح حرام، گفت: اگر کشوری، حتی اگر کافر باشد، با ما در حال جنگ نیست و موضعی بیطرفانه دارد، دلیلی ندارد که با آن وارد جنگ شویم و در چنین شرایطی برقراری صلح واجب است؛ اما صلحی که از روی ضعف و ناتوانی صورت بگیرد، مورد تأیید اسلام نیست.
وی افزود: اگر با طرف مقابل پیمانی بسته شده باشد، تا زمانی که او پیمان را نقض نکرده است، باید به عهد و پیمان خود پایبند بمانیم. قرآن نیز در چنین شرایطی بر پایبندی به عهد تأکید دارد و اجازه نمیدهد انسان بدون دلیل پیمان خود را زیر پا بگذارد.
حجتالاسلام ناصری یوسفی در ادامه با اشاره به بحث جلسه گذشته خود درباره نوع ارتباط مسلمانان با غیرمسلمانان، اظهار کرد: حتی اگر با کفار پیمان صلح امضا کنیم، این به معنای برادری و دوستی با آنان نیست. رحمت و رابطه برادرانه باید میان مؤمنان باشد و نباید میان صلح و دوستی خلط کرد.
وی برای توضیح این موضوع به یک مثال روزمره اشاره کرد و گفت: شما به مغازهای میروید، پول میدهید و کالایی میخرید؛ این معامله به معنای آن نیست که باید تلفن همراه خود را باز کنید و پیامهای خانوادگیتان را به صاحب مغازه نشان دهید یا تصاویر شخصی خانوادهتان را با او به اشتراک بگذارید و رابطهای فراتر از معامله اقتصادی ایجاد کنید. شما پول دادهاید و جنس خریدهاید و ممکن است با یکدیگر واردات و صادرات داشته باشید، اما این ارتباط اقتصادی به معنای رفاقت و برادری نیست.
این کارشناس دینی ادامه داد: اگر با یهود و نصارا نیز پیمان صلحی امضا شد، نباید تصور کنیم که به معنای ایجاد رابطه اولیایی، رفاقت و برادری با آنان است. بر اساس آیات قرآن، کسی که به خدا و قیامت ایمان دارد، نباید رابطهای از جنس دوستی و ولایت با کسانی برقرار کند که در برابر خدا، پیامبر و دین او موضع خصمانه دارند.
حجتالاسلام ناصری یوسفی همچنین درباره کسانی که ممکن است به صورت مستقیم و آشکار با انسان دشمنی نکنند، اما در اقدامات علیه او مشارکت داشته باشند، گفت: شهید بهشتی درباره کسانی که با شما دشمنی دارند، تعبیر «یحادّون» را مطرح میکند؛ یعنی کسانی که حتی ممکن است از روی غرض شخصی با شما دشمن نباشند، اما در تحریم یا اقدامات علیه شما مشارکت کنند.
وی افزود: ممکن است فردی با شما لج نداشته باشد، اما از ترس منافع و جیب خودش، آسمان کشورش را به روی شما ببندد. چنین فردی نیز نمیتواند در جایگاه رفاقت و برادری قرار بگیرد.
مذاکره برای شناخت میزان دشمنی طرف مقابل است
حجتالاسلام ناصری یوسفی با اشاره به نگاه امیرالمؤمنین(ع) به مذاکره با کفار اظهار کرد: امیرالمؤمنین(ع) نمیفرماید با کفار مذاکره کنید تا بعد از آن با یکدیگر برادر و رفیق شوید؛ بلکه میفرماید با کفار مذاکره کنید تا بفهمید آنها چقدر با شما دشمنی دارند و حجم دشمنی و عداوت آنها را بشناسید.
وی ادامه داد: تعبیر امیرالمؤمنین(ع) این است که با دشمن گفتوگو کنید تا میزان دشمنی او را بشناسید. بنابراین اگر قرار است با دشمن گفتوگویی انجام شود، باید بدانیم هدف از این مذاکره شناخت مواضع، مقاصد و اهداف اوست.
این کارشناس دینی با اشاره به حساسیت دشمن نسبت به برخی موضوعات کشور، گفت: وقتی در مذاکره میبینید طرف مقابل روی موضوع هستهای و موشکی دست میگذارد، باید متوجه شوید که این دو موضوع برای او حساس است. پس اگر موشک و فناوری هستهای برای کشور اهمیت و نقش بازدارنده دارد، نباید آنها را در اختیار دشمن قرار داد.
وی تأکید کرد: نگاه به کفار در منظومه فکری اهلبیت(ع) با نگاه بسیاری از ما در جامعه متفاوت است و نباید صرف امضای یک پیمان صلح را به معنای ایجاد رابطه دوستی و برادری دانست.
اسلام نه همیشه جنگ را تجویز میکند و نه همیشه صلح را
حجتالاسلام ناصری یوسفی با اشاره به استناد برخی افراد به صلح حدیبیه گفت: اکنون در فضای جامعه زیاد به صلح حدیبیه استناد میشود. من معتقدم اسلام نه همیشه صلح را مطرح کرده و نه همیشه جنگ را؛ بلکه شرایط مختلفی را برای ما ترسیم کرده است و باید ببینیم در هر شرایطی در کدام موقعیت قرار داریم.
وی افزود: بنده معتقدم شرایط امروز ما همان شرایط حدیبیه نیست، اما اشکالی ندارد که برخی دوستان شرایط کنونی را با حدیبیه مقایسه کنند؛ به شرط آنکه همانطور که استاد شهید بهشتی تأکید میکرد، منصفانه به ماجرا نگاه کنیم.
این کارشناس دینی ادامه داد: اگر قرار است حدیبیه را معیار قرار دهیم، باید منصفانه و مردانه به رسول خدا(ص) اقتدا کنیم و ببینیم پیامبر چگونه صلح کرد و پس از صلح چه اتفاقی افتاد.
وی با اشاره به آیات سوره فتح اظهار کرد: همه به آیه «إِنّا فَتَحنا لَکَ فَتحًا مُبینًا» استناد میکنند و میگویند فتح مبین همان حدیبیه است، اما چرا به آیه ۱۸ توجه نمیشود که در آن نیز از فتح سخن گفته شده است؟ حدیبیه از این جهت فتح مبین است که مقدمه فتح مکه شد.
حجتالاسلام ناصری یوسفی افزود: وقتی قرآن از «فتحاً قریباً» سخن میگوید، روشن میشود که فتح حدیبیه فتح ذاتی و نهایی نبود، بلکه از آن جهت فتح بود که مقدمه فتح مکه شد. فتح اصلی دو سال بعد در مکه رقم خورد.
رسول خدا(ص) در حدیبیه از موضع ضعف سخن نگفت
وی با تأکید بر اینکه صلح نباید با ضعف و ناتوانی همراه شود، گفت: در حدیبیه رسول خدا(ص) به هیچ وجه از موضع ضعف سخن نگفت. اگر جایی دشمن در جریان مذاکره زیادهخواهی کند، نباید از روی سستی و ضعف به سمت آتشبس و صلح رفت.
حجتالاسلام ناصری یوسفی تصریح کرد: ما یک جا صلح حرام داریم؛ یعنی جایی که دشمن قلدری و زیادهخواهی میکند و انسان از موضع ضعف و ناتوانی وارد صلح میشود. این نوع صلح قابل قبول نیست.
وی با اشاره به نقش توان نظامی در مذاکرات افزود: موشک مزاحم صلح نیست؛ بلکه دست پر ما در گفتوگو با دشمن است. اگر قدرت نظامی داشته باشیم، میتوانیم از موضع عزت وارد گفتوگو شویم و تسلیم زیادهخواهی طرف مقابل نشویم.
بیعت رضوان در جریان مذاکره با دشمن
این کارشناس دینی با اشاره به وقایع حدیبیه گفت: در همان زمانی که رسول خدا(ص) در حال مذاکره با دشمن بود، قرآن دستور میدهد بیعت شجره یا بیعت رضوان انجام شود. یعنی در شرایطی که مذاکره با دشمن در جریان است، پیغمبر مردم را جمع میکند و این بیعت را رقم میزند.
وی ادامه داد: حتی در این ماجرا، حضور زنان در میدان نیز دیده میشود. امعماره با خنجر به کمر در حدیبیه حاضر شد و با پیامبر بیعت کرد. این تصویر نشان میدهد که جامعه اسلامی در زمان مذاکره با دشمن، از حفظ آمادگی، روحیه و قدرت خود غافل نبود.
حجتالاسلام ناصری یوسفی افزود: امروز نیز اگر قرار است با دشمن مذاکره کنیم، باید جامعه و توان اجتماعی خود را حفظ کنیم. خیابان و حضور مردم مزاحم تصمیمگیری نظام نیست، بلکه میتواند دست پر نظام در گفتوگو با دشمن باشد.
وی با اشاره به روایتی درباره بازتاب این صحنه در میان مشرکان گفت: دیپلماتهای مشرکان پس از بازگشت به مکه گزارش دادند که با پیامبری گفتوگو کردهاند که مردم حتی قطره آب وضوی او را بر زمین نمیگذاشتند و آن را برای تبرک میبردند. همچنین گزارش کردند که زنان مسلمان در کنار مردان حضور داشتند و حتی برخی از آنها سلاح به همراه داشتند و از خونخواهی سخن میگفتند.
وی تأکید کرد: اینها نشان میدهد که جامعه اسلامی و حضور مردم در میدان، مزاحم تصمیمگیری و مذاکره نبود، بلکه نشاندهنده قدرت و پشتوانه رسول خدا(ص) بود.
صلح پیامبر(ص) همراه با حفظ عزت بود
حجتالاسلام ناصری یوسفی گفت: اگر میخواهید به صلح حدیبیه اقتدا کنید، باید در همان حدیبیه نیز به رسول خدا(ص) اقتدا کنید؛ یعنی صلح کنید، اما از موضع ضعف و اظهار ناتوانی وارد نشوید.
وی با اشاره به مشکلات اقتصادی در دوره حکومت امیرالمؤمنین(ع) اظهار کرد: در زمان امیرالمؤمنین(ع) نیز مشکلات اقتصادی وجود داشت و بارها به حضرت گفته میشد که حقوق نیروهای نظامی پایین است. امام حسن مجتبی(ع) نیز پس از رسیدن به امامت، یکی از نخستین اقداماتش افزایش حقوق نیروهای نظامی بود.
وی افزود: ممکن است بدنه جامعه از وضعیت اقتصادی و حقوق نیروهای نظامی رضایت نداشته باشد، اما در جنگ صفین، زمانی که جنازه یکی از سربازان سپاه بنیامیه در اردوگاه سپاه امیرالمؤمنین(ع) باقی مانده بود، هیئتی برای تحویل گرفتن جنازه آمد و پیشنهاد پرداخت پول داد.
حجتالاسلام ناصری یوسفی ادامه داد: در چنین شرایطی نیز امیرالمؤمنین(ع) اجازه نداد ضعف اقتصادی موجب رفتار تحقیرآمیز شود و فرمود اگر میخواهید جنازه را تحویل بگیرید، بدهید، اما برای تحویل جنازه پول نگیرید؛ زیرا بابت چنین چیزی نباید پول گرفت.
وی با اشاره به برخی اظهارنظرها درباره دفن نظامیان آمریکایی در اطراف تهران نیز گفت: حتی اگر قرار باشد درباره چنین موضوعی سخن گفته شود، میتوان عزتمندانهتر صحبت کرد و گفت این خاک مقدس، وجببهوجب با خون شهدا آغشته شده است و دشمنان نباید با آن همانند یک سرزمین عادی برخورد کنند.
در حدیبیه، ناموس و توان راهبردی مسلمانان معامله نشد
حجتالاسلام ناصری یوسفی با اشاره به مفاد صلح حدیبیه گفت: باید ببینیم رسول خدا(ص) در حدیبیه چه چیزی را داد و چه چیزی را گرفت. در حدیبیه، دو موضوع مهم مورد توافق قرار گرفت. نخست اینکه مسلمانان یک سال دیرتر برای انجام حج به مکه بیایند. پیامبر(ص) پذیرفت که امسال برای طواف وارد مکه نشوند و سال بعد به مکه بیایند؛ یعنی یک عمل عبادی برای مدت یک سال به تأخیر افتاد، نه اینکه اصل آن کنار گذاشته شود.
این کارشناس دینی ادامه داد: موضوع دوم درباره مسلمانانی بود که از مکه به مدینه میآمدند. در پیمان حدیبیه درباره بازگرداندن برخی تازهمسلمانان به مکه توافق شد و در عین حال تأکید شد که جان و امنیت آنها نباید به خطر بیفتد.
وی تصریح کرد: در حدیبیه، ناموس و توان راهبردی مسلمانان واگذار نشد و خبری از تحویل دادن ابزار قدرت مسلمانان نبود.
حجتالاسلام ناصری یوسفی در پایان گفت: ما با دشمنان خود اختلاف اساسی داریم و این به معنای دست دوستی دادن به آنها نیست. بنابراین باید میان صلح، مذاکره، معامله، دوستی و برادری تفاوت قائل شویم و هرکدام را در جایگاه خود ببینیم.
انتهای پیام/










نظر شما